وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
ساسون sâson
(اسم) درز مثلثی یا لوزی شکل که برای تنگ و موزون کردن لباس، در زیر سینه یا کمر و مانند آنها به قرینه و به اندازههای محدود میدهند ؛ پنس۱.
۱۳۴۳ش. فکرش را بکن، چهقدر پارچه خراب کردم تا ساسون را یاد گرفتم (رادی۱، ۵۶) ║ ۱۳۶۹ش. کوکان گردنِ لاغر را در یقة چرک فروبرد: بله، استثمار میکردند، برای یک سجافِ یقهگلابی یا ساسونِ زیرِ سینه جانِ ما را میگرفتند (علیزاده، ۱/۲۷۴)