فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

یدوشد

وضعیت: «منتظر ویراستاری»
یدوشد ‎yaddošad(d)‎
(اسم) ⇐ شدوید.
ق۱۱. درمیان این طایفۀ اهل یدوشد سی‌وشش نفَس است که بنای فقر و اصل طریقت است و این نفس‌ها پیر بر مرید و پدر بر فرزند و استاد شد بر شاگرد می‌خواند (رسالۀ پیر مرشد: فتوّت و اصناف، ۲۶۱)

معنی یدوشد | فرهنگ جامع زبان فارسی