وضعیت: «در حال ویراستاری»
قلاشوار qallâšvâr [(پیشنهاد حذف: به دلیل ندرت کاربرد و زایا بودن ساخت و شفافیت معنی، به نظرم مدخلیت ندارد. در مدخل مربوط به جزء دوم، میتوان کلمه را در تفکیک معنایی مربوط به ترکیبات آورد.)]
ق۶. تا نشوی در دین قلّاشوار/ خرقة قلّاشان غارت مکن (سنایی۱، ۵۰۶) ║ ق۷. قلاّشوار بر سرِ عالم نهم قدم/ عیّاروار از خودی خود براشکنم (عراقی، ۱۱۱) ║ در کعبه چونکه نیست مرا جای لاجرم/ قلاّشوار بر درِ خمار ماندهام (عراقی، ۲۲۶)