وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فازایستادن fâzistâdan, -’istâdan
۱. ← ایستادن ۳۴، بازایستادن۵.
ق۴. نمیبینند که خدای آن است که بیافرید ایشان را، سختر از ایشان به نیرو و قوّت او بودند که به آیتهای ما بنهگرویدند و فازایستادند (قرآن پارس، ۲۴۰) ║ ق۵. فازایستادند از کارزار مگر اندکی از ایشان و آن سیصدوسیزده تن بودند فا جالوت کافر حرب کردند (تفسیر کهن۱، ۱۰۷)
۲. ← ایستادن ۸، بازایستادن۱.
ق۴. گفتند اگر فازنهایستی ای نوح از این گفتار، باشی تو از سنگسارکردگان (قرآن پارس، ۹۸)