فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

غیرمستقره

وضعیت: «در حال ویراستاری»
غیرمستقره ‎qeyremostaqerre‎
(صفت) (درمورد شرایط یا وضعیت چیزی یا امری) که بی‌ثبات و ناپایدار است.
ق۱۳. وضع تغییرات غیرِ‌مستقرّۀ متوالیه چه در هیئت وکلا و چه دربارۀ ولاة و حکام و ولایات و غیرهم و ازآن‌طرف تصور بر هم زدن اصول قدیمۀ وراثت مزید بر علّت شده دولت را به‌کلّی از التفات به امور مهمّۀ مذکوره بازداشت (اختر، ۱‏/۲۳۹‏) ║ ق۱۴. پس بگوی ببینم چه باید کرد همیشه که با این حالت غیرمستقره نمی‌شود ماند، لامحاله باید کار را یک‌رو نمود و خود را از تردد و هراس ابدی رهایی بخشید (طاهر میرزا۱، ۵۷۲)

معنی غیرمستقره | فرهنگ جامع زبان فارسی