وضعیت: «در حال ویراستاری»
ناسرشته nâserešte
(صفت) ۱. (چیزی) که با چیز دیگری آمیخته و مخلوط نشده باشد.
ق۶. اگر این اخلاط کوفته و سخته و ناسرشته نگاه دارند و اندر کشکاب و طعام میکنند کسانی را که حاجت بوَد، روا باشد (جرجانی۱، ۴۳۱)
۲. (چیزی) که به آب، خون و مانند آن آغشته نشده باشد.
ق۱۰. فریادِ ناسرشته به خون کی اثر دهد/ آزار لب مجوی و عذاب نفس مکن (عرفی، ۱/۷۹۰)
۳. (چیزی، معمولاً امری معنوی) که از ویژگیهای ذاتی کسی نیست و در او یافت نمیشود.
ق۱۱. وفا در بکر دنیا ناسرشته/ طلاقش بر سر عقدش نوشته (زلالی، ۸۵۱)