فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

اباحتی

وضعیت: «تأییدشده»
اباحتی ‎ebâhati‎ [جمع: اباحتیان؛ <← اباحت + -ی (سازندۀ صفت/ قید)>]
‌یک‌. (اسم) ⇅ اباحتی‏‌دو‌. ۱.
ق۴. آن ملعونان گویند ... ما هرچه می‌گیریم و می‌خوریم روا بود ... و اگر می‌ستاند و روا می‌دارد مر خود را ... او بر مذهب اباحتیان باشد (سواد اعظم، ۱۱۹) ║ ق۵. اباحتیان و کسانی که ملحد شده‌اند و به شریعت و به آخرت ایمان ندارند و به‌ظاهر خلاف همی‌نمایند ازجملۀ آن منافقانند که جاوید در دوزخ بمانند (غزالی۱، ۲‏/۲۱۸‏) ║ ق۶. توحید و زهد و منقبت را دشمن ندارد مگر فلسفی‌ای اباحتی‌ای خارجی‌ای (عبدالجلیل رازی۱، ۵۷۷) ║ ق۷. دهریان و اباحتیان مجاهده می‌کنند چون بچگان خُرد، که ورای این موجود چیزی دیگر ندانند (بهاء ولد، ۲‏/۶۱‏) ║ ق۹. جبری و اباحتی که مدعی بی‌خودی است، اگر کامش در حلق شکنی، در خونت سعی کند (خواجه محمد پارسا: فصل‌الخطاب، ۳۰۴) ║ ق۱۱. به سمع سلطان علاءالدین رسید که جمعی از مردم اباحتیان در دهلی جمع گشته‌اند (محمدقاسم استرآبادی، ۱‏/۴۰۸‏) ║ ۱۳۵۴ش. گروهی از تازیان ... در جنوب بین‌النهرین و نواحی خوزستان سرکشی کردند و مسلکی نزدیک مسلک اباحتیان ... داشتند (مرتضی راوندی: تاریخ اجتماعی ایران، ۹‏/۱۱۱‏)
‌دو‌. (صفت) ۱. معتقد به برداشتن تکالیف دینی و آسان‌گیری و بی‌قیدی در امور دینی.
ق۵. کسی که مر خویشتن را رخصت دهد به خلاف حکم شریعت اباحتی باشد (مستملی، ۲‏/۶۶۵‏) ║ ق۶. مرد مسلمان را کافر خواندن و بددین و زندیق و ملحد و اباحتی و مانند این نه شرط اهل سنّت و جماعت است (ژنده‌پیل۳، ۱۵۲) ║ هرکه ... گوید که نیکی من به کس ندهند، و اگر دهند جور بُوَد از خدای، آن هوادار و اباحتی باشد (سواد اعظم، ۱۱۹) ║ ق۷. منزل تونیان و دزدان مبتدع و اباحتی می‌طلبی تا خود را در آنجا می‌افکنی (بهاء ولد، ۱‏/۴۲۶‏) ║ ۱۳۴۶ش. در هیچ‌یک از این اسناد ... ناصرخسرو به صفتِ ... اباحتی و باطنی و قرمطی خوانده نشده (خلیل‌الله خلیلی افغانستانی: یغما، ش۲۳۳‏/۴۷۳‏) ║ ۱۳۷۰ش. غزالی ... به عوام هشدار می‌دهد که صوفیان اباحتی را با صوفیان حقیقی اشتباه نکنند (نصرالله پورجوادی: معارف، ش۲۲‏/۱۹‏) ║ ۱۳۸۳ش. در برخی متون، خرم‌دینان بی‌دین و اباحتی و زیانکار معرفی شده‌اند (علی رواقی: نامۀ انجمن، ش۱۳‏/۳۱‏)
۲. (درمورد اندیشه و عقیده و مانند آن‌ها) مبتنی بر برداشتن تکالیف دینی و آسان‌گیری و بی‌قیدی در امور دینی.
۱۳۶۶ش. در قرن نهم، اندیشۀ اباحتی بین گروه‌هایی که در لباس تصوف بوده‌اند وجود داشته (علیرضا ذکاوتی قراگزلو: معارف، ش۱۲‏/۱۱۳‏) ║ ۱۳۸۲ش. نویسنده ... برای خود دنیایی کاملاً تصنعی می‌سازد و در آن با وسوسه‌های اباحتی و خیال‌های عرفانی خویش مشغول می‌گردد (احمد سمیعی: نامۀ فرهنگستان، ش۲۲‏/۸۳‏)

معنی اباحتی | فرهنگ جامع زبان فارسی