وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
بازایستنده bâzistande, -’istande [جمع: بازایستندگان]
یک. (اسم) ۱. (معمولاً با حرف اضافۀ از) ← بازایستادهدو. ۱.
ق۴. نبود آنکسها که کافر گشتند از اهل کتاب و انبازگیران بازایستندگان تا بیامد به ایشان درستی (قرآن مترجم، ۸۷) ║ ق۵. منتهون: بازایستندگان (قرآن ۳: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۱۴۳۵) ║ ق۶. خدای تعالی بیازماید بندگان خود را نزدِ عملهاء بدی؛ به نقصان کردن میوهها و بازداشتن برکتها و بستن خزینههاء خیرات و نیکوئیها تا توبه کند توبهکننده، و بازایستد از گناه بازایستنده، و پند گیرد پندگیرنده، و بازایستد بازایستنده (ترجمۀ نهج البلاغه، ۱/۳۲۲) ║ ق۷. منتهون: بازایستندگان (قرآن ۵۵: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۱۴۳۵)
۲. (با حرف اضافۀ از) ← بازایستادهیک. ۱.
ق۶. خدای تعالی مزده میدهدت به یحیی، تصدیقکنندۀ به عیسی ... و بازایستنده از زنان به توانایی (ابوحفص نسفی، ۱/۱۰۹)
۳. ← ایستادهدو. ۴.
ق۷. العاکفین: بازایستندگان (قرآن ۷۴: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۹۹۶)
دو. (صفت) ۱. ← بازایستادهیک. ۴.
ق۹. تائب: بازگردنده بهسوی حقتعالی و بازایستنده از گناه (محمد بن عبدالخالق، ۱/۳۰۳) ║ ناکل: مرد ضعیف بددل و از سوگند بازایستنده (محمد بن عبدالخالق، ۲/۱۳۶۹)
۲. ← بازایستاده یک. ۳، ایستادهدو. ۱۱.
ق۹. ابیان: به فتح همزه و باء، سرکشیکننده و بازایستنده و او مشتق از ابا است (محمد بن عبدالخالق، ۱/۲۳۲) ║ ابی: سرکشیکننده و بازایستنده (محمد بن عبدالخالق، ۱/۲۴۰)