فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ثمرفشان

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ثمرفشان ‎samarfešân‎
؛ ثمرافشان ؛ ← ثمربخش‏‌یک‌. ۱.
ق۱۰. همّت ثمرفشان و شجر طوبی و هنوز/ شرم آیدم که میوه به دامن درآورم (عرفی، ۲‏/۲۷۰‏) ║ ق۱۱. به باغ دهر نهال ثمرفشان عشق است / دگر چه بهره ازین نخل‌های بی‌بر؟ هیچ (طالب آملی، ۳۹۶) ║ ق۱۲. گل فردوس بی خزان این‌جاست / نخل طوبی ثمرفشان این‌جاست (بیدل، ۳‏/۱۶۱‏)

معنی ثمرفشان | فرهنگ جامع زبان فارسی