فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

رحما(ء)

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
رحما(ء) ‎rohamâ(’)‎ [جمعِ رحیم؛ <عربی>]
‌یک‌. (صفت) ← رحیم‏‌یک‌..
ق۶. کی ضایع ماند ضعیفی میان دو رحیم؟ من رحیم و رسول من رحیم، و یاران رحما ــ «رحماء بینهم» ــ و امت مرحومه که «امتی امةٌ مرحومةٌ» (سمعانی، ۳۷۲) ║ ق۸. همه را از حیّز عدم به صحرای وجود آورد و به لطف و عنایت خویش پرورش کرد و نشو و نما داد و ملایکۀ رحماء کُرَما را بر ایشان موکّل گردانید (زنگی بخاری۱، ۱۸۸)
‌دو‌. (اسم) [کسانی که بسیار مهربان و بخشنده نسبت به دیگران هستند] ؛ جمعِ رحیم‏‌دو‌. ۲.
ق۷. بدین گستاخی معذور فرماید که اشارت مصطفوی داد این گستاخی کردن: «استعینوا علی حوائجکم من رحماء امتی». خاصّه مولانا، مفخر و امام و مقتدای همه رحماء و علمای امت است (مولوی۴، ۱۰۱)

معنی رحما(ء) | فرهنگ جامع زبان فارسی