فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

راست‌گرد

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
راست‌گرد ‎râstgard‎
(صفت) ۱. (در مورد نخ، سیم بکسل و مانند آن‌ها) که چرخش تابیدن مجموعه رشته‌ها و الیاف آن‌ها به سمت راست است.
۱۳۸۲ش. سوزن‌ها را بیرون می‌آوری به‌طوری‌که دو رنگ نخ در اطراف پیرازه بتابند و به‌ترتیب از زیروروی آن‌ها به‌درآیند و این تاب‌خوردگی یا راست‌گرد است و یا چپ‌گرد و براساسِ ترکیب این تاب‌خوردگی انواعی از شکل و ردیف به‌وجود می‌آید. (تحریر رسالة منظوم جلدسازی) (محمدحسین اسلام‌پناه: نامۀ بهارستان، ش۸-۷/ ۲۸)
۲. (در مورد پیچ، مهره، مته و ...) که در هنگام بسته شدن بر روی چیزی در جهت راست می‌چرخد.
۱۳۸۹ش. قطعات چوبی ۱ و ۵ از زیر به دو مهره متصل شده‌اند که حرکت این مهره‌ها توسط دسته شماره ۲ روی دو رزوه راست‌گرد و چپ‌گرد که به هم جوش شده‌اند، سبب دور شدن و نزدیک شدن‌ این دو صفحه نسبت به‌هم می‌شود (زینب ملکی راد: رشد آموزش علوم زمین،، ش۳۶/۶۰)

معنی راست‌گرد | فرهنگ جامع زبان فارسی