فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قرض‌گیرنده

وضعیت: «در حال ویراستاری»
قرض‌گیرنده ‎qarzgirande‎
(صفت) (کسی) که پول یا کالایی را از دیگری به عنوان قرض بگیرد ؛ استقراض‌کننده؛ قرض‌ستاننده؛ قرض‌کننده؛ مقترض‎(moqtarez)‎.
ق۶. هرگه‌ که مردم چیزی به قرض فراگیرد زکات آن بر وی بود، اگر هم‌چنان به حال خویش بگذاشته باشد. پس اگر در تجارت می‌گرداند بر وی بود مثل آن‌که اگر مال مِلک وی بود و زکات از آن قرض‌دهنده بیفتد، الّا که قرض‌گیرنده به‌ شرط کرده باشد بر وی زکات ازبهر وی بدهد (نهایه، ۱‏/۳۱۴‏) ║ ق۱۳. متموّل بر فقیران تسلط می‌نماید و قرض‌گیرنده به قرض‌دهنده بنده است (فاضل همدانی۱، ۱۱۶۲) ║ ق۱۴. تعیین شرایط استقراض با طرفین است، پس تعیین نرخ مرابحه بعد از مابین قرض‌دهنده و قرض‌گیرنده می‌شود، اما این گفتگو فقط ازروی میل و بی‌قاعده نیست و ارادهٔ هرکدام مبنی بر چیزهایی است که درک آن آسان است (فروغی۲، ۲۲۶) ║ ۱۳۴۰ش. و نیز در بحار از همان حضرت است که صدقه دادن در راه خدا ده درجه ثواب دارد و قرض دادن هیجده درجه؛ زیرا به‌ قرض دادن آبروی قرض‌گیرنده محفوظ می‌ماند (دستغیب، ۱‏/۱۴۳‏)

معنی قرض‌گیرنده | فرهنگ جامع زبان فارسی