فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصیان‌دوست

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیان‌دوست ‎osyândust,es-‎
(صفت) (کسی) که دوستدار و خواهانِ انجامِ گناه است (حذف به علت تک شاهد بودن).
ق۱۰. از هوای نفس عصیان‌دوست هرچند ای امیر/ جالس بزم گناه و راکب رخش خطاست (محتشم، ۱‏/۴۷۲‏)

معنی عصیان‌دوست | فرهنگ جامع زبان فارسی