وضعیت: «در حال تأیید»
غفارالذنوب qaffarozzonub
← غفار.
ق۶. مزن زخمم که غفارالذنوبی / مکن عیبم چو ستارالعیوبی (عطّار۶ (؟)، ۱۰) ║ ق۷. لاجرم او را فرستاد تا او برود و بازآید و گواهی به علم بدهد که هم گواهی او راست باشد و هم گواهی آن کس دروغ باشد و مقصود آن بود تا زنا پوشیده بماند؛ زیراکه ستارالعیوب و غفارالذنوب است (عمر سهروردی: رسایل جوانمردان، ۱۰۸) ║ ق۱۱. و سبب توبۀ او آن بود که شبی از روی پشیمانی و ندامت روی نیاز بر خاک گذاشته، توفیق توبه از حضرت غفارالذنوب مسئلت نموده، تیر دعای او به هدف اجابت رسید (مفید بافقی، ۳، ق۱/۴۲۸) ║ ق۱۲. گنهکارم تو غفارالذنوبی / همه عیبم تو ستارالعیوبی (سیّدا، ۱۸) ║ ق۱۴. خون فرزندان خود کردی به جام دشمنان / این گنه را کی ببخشد فضل غفارالذنوب؟ (ادیبالممالک، ۲/۱۰۵) ║ ۱۳۶۱ش. خدا غفارالذنوب است. کسی در حق شما گناهی میکند ... و میگوید: معذرت میخواهم، مرا ببخش، بگو: بخشیدم. دراینصورت تو مظهر غفّاریت خدایی. (هادی مروی: گنجهای پارسایی: سخنرانیهای ماندگار از مرحوم استاد مروی (ره)، ۲۱۹؛ پژوهشکدۀ باقرالعلوم، ۱۳۶۱ش.) ║ ۱۳۸۵ش. دریای رحمت الهی آنقدر بیکران است که بنده از شناخت آن عاجز است. از سختترین و بدترین گناه میگذرد. تو از آنکه ستارالعیوب و غفارالذنوب است یاد نگرفتهای؟ (هوشنگ جاوید: صحنه، ش۳۱/۵۰)