وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
مرزنجوش marzanjuš [گونۀ دیگرِ مرزنگوش]
⇐ مرزنگوش.
ق۴. وگرنه توتیا باید مربّا/ به مرزنجوش چون نیک است زیبا (میسری، ۷۹) ║ ق۵. دُهنالمرزنجوش: روغن مرزنجوش گرم و لطیف است، سردی مغز و شقیقه و بادهایی که اندر سر بُوَد ببَرَد چون به بینی بازافکنی. و او گرم و خشک است اندر درجة سیُم (موفّق هروی، ۱۴۷) ║ ق۶. علّت آماس مثانه ... وگر از سردی بود ... علاجش آن است که سیسنبر و برگ غار و مرزنجوش در آب بپزد و پیوسته در آب نیمگرمش مینشیند. وزان پس، تخم خربزه با شکر خوزی به کار دارد و گلنگبین شکری خورد و آب جوشانیده باید که خورد (تفلیسی۶، ۶۸۲) ║ ق۷. کمادریوس به برگِ مرزنجوش مانَد و برگ کمافیطوس درازتر... بوَد و به طلخی مایل است (ابوبکر کاسانی، ۲/۶۰۳) ║ ق۸. از ریاحین گل سرد و قابض، و سوسن و بابونه و خزامی و پلنکمشک و یاسمینِ زرد و مرزنجوش همه گرم و خشگند (شمسالدین آملی، ۳/۱۳۴) ║ ق۹. برآید در این درجه زنی جوان که نای میزند (چنانکه هرکس بشنود بهطرب آید) و با او کنیزکی بزرگتر از او، شراب میخورند و درپیشِ ایشان گل سرخ و مرزنجوش و انواع ریاحین (تنکلوشا، ۷۱) ║ ق۱۰. در طریق استعمال این ترکیب... از برای صاحب صداعِ بارد یک حبّه از آن با آب مرزنجوش تسعیط کنند. و همچنین صاحب لقوه سعیط کند به حبّهای از آن با آب مرزنجوش (عمادالدین شیرازی، ۱۲۲) ║ ق۱۲. اگر مادهٔ سوداوی و یا بلغمی باشد، انضاج آن به چیزی [است] که در آن تلطیف و تلیین و تقطیع باشد؛ مانند مرزنجوش و پودنه و نعناع و ... گلقند و مانند اینها باشد (عقیلی خراسانی۱، ۲/۱۱۲۷) ║ ق۱۳. تجربه نمودهاند که خوردن دو درم مرزنجوش یابس و کنجد نافع است خفقان را (لطیف قزوینی، ۶۵) ║ ق۱۴. اگر بر موضع حجامت پس از برء سفیدی همچو برص ظهور کند آن را برصالحجامت گویند باید که بر آن شرط زده آب برگ مرزنجوش سبز طلا کنند که رطوبات مائیه غریبه را خشک کند و پس از حجامت طلا کردن ماء مرزنجوش بهتر است (شمسالدین احمد، ۱/۳۲۹) ║ ۱۳۰۹ش. بحمدللهتعالی، محتاج به هیچچیز نبودم حتی سبزیجات ازقبیل: نعناع و ترخان و مرزنجوش و سیر و پیاز و غیره و مرغ و خروس (نواب رضوی، ۱/۱۳۶) ║ ۱۳۴۷ش. زنی... در سر بینه برروی قالیچة سوزنی ترمة خود نشسته، برای خوشبویی بدن، آب برگ سداب، سوسنبر، مرزنجوش بر تن میمالید (شهری۴، ۲۶۲) ║ ۱۳۷۹ش. مرزنجوش و آویشن و رزماری و برگ بو از لوازم آشپزی فرانسوی است (دریابندری۱، ۱/۱۵۱)