فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کاسه‌گردانی

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کاسه‌گردانی ‎kâsegardâni‎
(اسم)
ق۶. به خوان دهر چون دولاب یابی کاسه‌ها شسته/ که بر دولاب گردون هست کارش کاسه‌گردانی (خاقانی۱، ۴۱۳) ║ ق۱۱. غوطه زن در بحر و فارغ شو ز گیرودار موج/ چون حباب شوخ‌چشم این کاسه‌گردانی بس است (صائب، ۲‏/۵۰۹‏) ║ ق۱۳. دمادم از حباب آن آب بر کف ‌کاسه‌ای دارد/ که نزد همت خسرو نماید کاسه‌گردانی (قاآنی، ۷۹۳)

معنی کاسه‌گردانی | فرهنگ جامع زبان فارسی