فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

مزاحفت

وضعیت: «در حال تأیید»
مزاحفت ‎mozâhefat, -ha-‎
(اسم) مزاحف۱ (معنای یک) بودن.
ق۷. میان ضروب و اعاریض اشعار عجم هیچ فرق نیست و یجوز و لایجوزی کی در جمع میان ضربی و عروضی افتد بنای آن بر سلامت و مزاحفت جزو است (شمس قیس، ۴۱۷)

معنی مزاحفت | فرهنگ جامع زبان فارسی