فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هقهقه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
هقهقه ‎heqheqe‎
(اسم) ← هق‌هق‏‌دو‌. ۲.
۱۳۷۵ش. روجا... هق‌هقۀ ترسان زیتون را می‌شنید (مندنی‌پور۱، ۲‏/۷۴۲‏) ║ ۱۳۷۷ش. گریگوری... ناگهان هق‌هقه‌ای سراپایش را به‌لرزه تکان داد (شاملو۱، ۴‏/۱۷۲۳‏) ║ ۱۳۸۲ش. هقهقه شانه‌هایش را می‌لرزاند. می‌گفت که مِهر حضرت مفتاح در دلش می‌جوشد و التماس می‌کرد تا ما... به‌عرض ایشان برسانیم که او، اقدس مجاب مؤمن به مفتاحیه و امیدوار به رأی حضرت مفتاح می‌باشد (ابوتراب خسروی، ۶۶)

معنی هقهقه | فرهنگ جامع زبان فارسی