فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

پلیس

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
پلیس ‎pelis‎ [گونۀ دیگرِ پلیسه]
⇐ پلیسه‏۲.
۱۳۷۱ش. پلیس یا پیلیس و پیلیسه با کسر پ دندانه‌های ریز نامحسوسی که دراثرِ کشیدن به سنگ یا استعمال در تیغ به‌وجود می‌آمد. (پ) (شهری۱، ۱‏/۵۰۳‏)

معنی پلیس | فرهنگ جامع زبان فارسی