وضعیت: «در حال تأیید»
لوکُشِف lowkošef, lw- [(برگرفته از سخن علی بن ابیطالب: لَوْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ یَقِیناً)]
(اسم) (در مورد علی بن ابیطالب) مقام یقین کامل طوری که با کنار رفتن پرده و حجاب آن یقین بیشتر نخواهد شد (تلفظ اصلی در عبارت عربی «لوکُشِف» است اما در شاهد آخر شاعر «لوکشَف» تلفظ کرده. این تحت تاثیر ضرورت قافیه یا ناآگاهی شاعر پیش آمده و احتمالا نیازی نیست با این تلفظ هم مدخل شود).
ق۹. بر کشفِ سرّ لوکشف آن را کجاست دست/ کز پوست پا برون ننهادهست چون کَشَف (جامی۱، ۱/۵۶) ║ ق۱۰. علم او نور شناسایی خورشید بقاست/ سرّ او آینۀ لوکشف و مَن عَرَفست (بابا فغانی، ۱۳) ║ ق۱۱. نمیبودش اگر دل با زبان جفت/ حدیث لوکشف در پرده میگفت (سنجر کاشی، ۴۶۳) ║ ق۱۲. زِ انعام سلونی بر خط امکان صلاگستر/ زِ حکم لوکشف بر عالم تحقیق فرمانش (بیدل، ۱/۱۴۲) ║ ق۱۴. چندین امامزادۀ معصوم و باشرف/ از نسل مرتضیعلی آن شاه لوکشف (نسیم شمال، ۱/۱۱۸)