فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ابا

وضعیت: «تأییدشده»
ابا۳ ‎abâ‎ [گونۀ دیگرِ ابو؛ هم‌آوا: عبا؛ <عربی>؛ (اب به معنای «پدر» در حالت نصب، به‌ویژه در منادای مضاف، به‌صورت ابا درمی‌آید. اگر این کلمه قبل از اسمی بیاید که در آغازش ال معرفه‌ داشته باشد، در ترکیب با ال abal تلفظ می‌شود)]
⇐ ابو‏۱.

معنی ابا | فرهنگ جامع زبان فارسی