فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

تئودولیت

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
تئودولیت ‎te’odolit‎ [(دارای معادل مصوب فرهنگستان، ۱۳۸۲، زاویه‌یاب) ]
⇅ زاویه‌یاب.
۱۳۳۵ش. منتهای امر امروز که اسطرلاب و آلات رصدی قدیم تکمیل یافته و تئودولیت و تلسکوب و دوربین‌های بزرگ از آن به وجود آمده اسباب کار کامل و دقیق‌تر است و بهتر حرکات را تحت انضباط علمی توان آورد (الهی قمشه‌ای، ۱‏/۱۹۶‏) ║ ۱۳۶۶ش. سه مهندس آزمایشگاه جنرال میلز ... هنگام ردیابی یک بالن ۲۴متری به‌وسیلهٔ تئودولیت در ارتفاع ۲۲۰۰۰متری، یک رشتهٔ دود یا بخار سفید ... دیدند (ایرج ملک‌پور: کیهان فرهنگی، ش۴۱‏/۱۸‏) ║ ۱۳۹۲ش. در کنار این دستگاه‌های محاسباتی، ابزاری مانند تئودولیت برای زاویه‌سنجی و دستگاه‌های موقعیت‌یاب مانند GPS برای یافتن مشخصات و مختصات دقیق و سریع یک مکان، کار قبله‌یابی فوق‌العاده آسان شده‌است (احمد رحمانی: مبلغان، ش۱۶۷‏/۶۷‏)

معنی تئودولیت | فرهنگ جامع زبان فارسی