فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

وادرایستادن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
وادرایستادن ‎vâdaristâdan, -’istâdan‎
(فعل لازم) (درمورد باران) دوباره شروع شدن و ادامه یافتن آن پس از وقفه و نیامدن آن برای مدتی ؛ وادراستادن.
ق۵. الرجع: انک وادرایستد. الرجعان (ابوسعد میدانی، ۱‏/۴۴۹‏) ║ الرجع: آنکه وادرایستد (کردی نیشابوری، ۳۴۰) ║ ق۶. الرجع: آن باران که وادرایستد (ابوالفتح بادی، ۱۰۶) ║ الرجع: باران آنکه وادرایستد، غدیر (کرمینی۱، ۱‏/۲۴۵‏)