وضعیت: «تأییدشده»
ا۲ e
یک. (شبهجمله) (خودمانی) برای نشان دادن تعجب یا اعتراض و نارضایتی بهکار میرود (معمولاً برای تأکید بیشتر بهصورت کشیده یا مکرر ادا میشود).
۱۳۴۷ش. گفت: ... میروم دیگر. گفتم اِ! موقع ظهری؟ (گلستان۴، ۴۷) ║ ۱۳۷۸ش. اِ اِ اِ! این لیلا خانمه؟!... ماشاالله چه بزرگ شدن! (مؤدّبپور، ۱۲) ║ ۱۳۸۰ش. گفتم: آخه مرتیکه چرا خفه نمیشی؟... گفت: جونِ شعبون بیمخ من چیزی نگفتم. گفتم: اِ! بازم که داری میگی (شعبان جعفری، ۱۰۶)
دو. (صوت) (خودمانی) در هنگام مکث کردن و تفکر دربارۀ چیزی در هنگام صحبت کردن بهکار میرود (بهصورت کشیده یا مکرّر ادا میشود).
۱۳۹۱ش. علت زنگ زدنش را پرسیدم: ـ اِ... راستش میخواستم... یه چیزی بهت بگم، ولی حقیقتش روم نمیشه (اینترنت) ║ اِ... یعنی... منظورم اینه که من خودمم امروز سرم یه کم درد میکنه (اینترنت)