فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قلم‌زن

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
قلم‌زن ‎qalamzan‎ [جمع: قلمزنان]
(صفت، اسم) کسی که کار و شغل او قلمزنی است.
۱۳۷۰ش. قلم‌زن یا حکاک بومِ برنج را با قلم و چکش خالی می‌کند تا نقشِ طراحی‌شده برجستگی پیدا کند. سپس صحاف دو قطعه برنج مذکور را داغ می‌کند و با چکش و ضرب روی چرمی که قبلاً آن را در آب گذاشته و نم کرده‌است سوار می‌کند و می‌کوبد (مایل هروی، ۶۱۴) ║ ۱۳۸۵ش. شیوه کار قلم‌زنان چنین است که ابتدا داخل ظرف ساخته‌شده‌ای را که قرار است قلمزنی بر روی آن انجام شود از قیر پر می‌کنند تا هم ضربات چکش باعث اعوجاج فلز نگردد (ایرنا: اینترنت)

معنی قلم‌زن | فرهنگ جامع زبان فارسی