فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

رب‌النوع

وضعیت: «منتظر ویراستاری»
رب‌النوع ‎rabbonnow’‎ [جمع: ارباب‌النوع؛ (به صورت ارباب انواع و ارباب نوع نیز جمع بسته می‌شود.)]
(اسم) ۱. (فلسفه) (در فلسفۀ اسلامی، به‌ویژه فلسفۀ اشراق) هریک از انوار عَرْضی که علت وجود انواع موجودات جسمانی و نگهبان و یاری‌دهندۀ آن‌ها هستند.
ق۱۱. ائمه و اشیاخ رواقیه و لاسیّما الإشراقیین منهم چنین تقریر کرده‌اند که ... منوِّعات جواهر اعراض‌اند و به‌ ازای هر نوعی از انواع طبقات فلکیات و انواع بسایط و مرکّبات عنصریه، نوری قاهر عقلی در عالم امر هست که رب‌النوعش می‌نامند و از دیوان عنایت الهی، حفظ و کلائت و تدبیر نوع و افاضۀ هیئات بدیعه و خواص لازمه ... به او مرجوع است و این یکی از تفاسیر مُثُل افلاطونیه است (میر داماد۱، ۵۶) ║ ق۱۳. زردشت ... به معنی آفریدۀ اول و نفْس کُل و نفْس ناطقه و عقل فلک عطارد و نور مجرد و عقل فعال و رب‌النوع انسان ... است (رضاقلی‌ خان۲، ۴۲۹) ║ ۱۳۲۸ش. سهروردی بدین سان در مقالات خود فرشتگان ارجمند را رب‌النوع ... خوانده‌است (محمد معین: آموزش و پرورش، ش ۶‏/۳۳‏) ║ ۱۳۶۰ش. رب‌النوع یا صنم آتش صورتی است دارای مقدار و بدون ماده که وجود مثالی همۀ آتش‌های روی زمین بوده، فر و تاب و پاکی و فروغ لایتناهی در کمال قوّت و فضیلت در آن رب‌النوع موجود است (غلامحسین رضانژاد: چیستا، ش ۳‏/۳۲۲‏) ║ ۱۳۸۴ش. عقول عَرضی همان است که سهروردی آن‌ها را ارباب انواع می‌خواند و ... رب‌النوع تعبیر دیگری از مُثُل افلاطونی است (صمد موحد: نگاهی به سرچشمه‌های حکمت اشراق و مفهوم‌های بنیادی آن، ۱۱۳؛ طهوری، ۱۳۸۴ ش.)
۲. (ادیان، اساطیر) موجود یا نیروی فراطبیعی که در ادیان چندخدایی پرستیده می‌شود و در باور معتقدان، علت وقوع پدیده‌های طبیعی و مدبّر صورت‌ها و مظاهر محسوس و جسمانی خود در جهان طبیعت است.
ق۱۴. ولکانوس ... اسم خدای آتش و فلزات است ... قدمای یونان گمان می‌کردند که این رب‌النوع دَم و کورۀ خود را در زیر این کوه‌ها گذاشته و می‌دمد (کاوه، ش ۵۴‏/۱۳‏) ║ ۱۳۰۷ش. گفتند نطفه‌اش از کمان ژوپیتر خدای خدایان رَسته و به دست مارس، رب‌النوع جنگ، در رحم مادرش قرار یافته و مِنتور، رب‌النوع عقل، آن را پرورش داده و دایگی کرده‌است (محمد حجازی: تقدم، ش ۷‏/۳۸۶‏) ║ ۱۳۴۱ش. چه شد که آیین پرستش دیونیسوس ... رب‌النوع شراب و نیروی تولید و جوان‌ترین خدایان یونان قدیم، در هفتصد سال پیش از میلاد مسیح، به صورت نمایش‌های باشکوهی درآمد؟ (مهدی فروغ: مسائل ایران، ش ۴‏/۱۷۹‏) ║ ۱۳۸۱ش. در اساطیر یونان و روم، الهه‌ها و خدایان متعدد در کارهای گوناگون بشر نقش اساسی داشتند. هر کاری به رب‌النوع خاص خود منسوب می‌شد و این خدایان و الهه‌ها بودند که راهنمای هنرمندان و متفکران به شمار می‌آمدند (حسین آقاحسینی: زبان و ادب فارسی، ش ۱۸۵‏/۷۶‏)
۳. (مجاز) کسی که در امری، مانند هنر یا علم، برتر از همه و نمونۀ کامل است.
ق۱۴. هزار مرتبه فریاد کرده‌ام که رب‌النوع اهل قلم حضرت اشرف پرنس ملکم است. تمام نویسندگان عصر عیال وی‌اند. هر یک هرچه دارند به قدر ظرفیت و استعداد خود از بحر بیکران او بهره برده‌اند (نصرالله تقوی: بررسی‌های تاریخی، ش ۲‏/۲۰۶؛ ۱۳۵۰ ش.‏) ║ ۱۳۰۱ش. پدر بزرگوار وی مرحوم میر معصوم‌ بن جنت‌مکان میرزا عیسای قائم‌مقام است و از طرف مادر، نسب به رب‌النوع علم و حکمت و سیاست و ادب و معمار کاخ مخروبۀ منشآت فارسی، میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام، ... می‌رساند (وحید دستگردی: ارمغان، ش۱‏/۱۶‏) ║ ۱۳۳۵ش. شاتو بریان، رب‌النوع مجلۀ لاموز فرانسز، کم‌کم به آزادی‌خواهی متمایل می‌شود و پرستندگان وی نیز از تحول او پیروی می‌کنند (احمد طباطبایی: زبان و ادب فارسی، ش ۳۹‏/۲۲۷‏) ║ ۱۳۸۴ش. آن حضرت سرچشمۀ بلاغت و منشأ و خاستگاه فصاحت و قهرمان و رب‌النوع کتابت و ترسل و دبیری است (محسن راثی: پژوهش‌های نهج البلاغه، ش۱۳و۱۴‏/۹۹‏)

معنی رب‌النوع | فرهنگ جامع زبان فارسی