فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

دبر

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
دبر ‎daber‎
(صفت) (درمورد چارپا) که پشتش زخم شده است.
ق۶. حق‌پژوهان که راهِ دل سپرند/ عقل را لاشۀ دبر شمرند (سنایی۲، ۳۳۰) ║ آن دبیری که خورد خیره صبر/ رید چندان‌که شد چو لاشه دبر (سنایی۲، ۴۳۱)

معنی دبر | فرهنگ جامع زبان فارسی