وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فایستادن fâ’istâdan
← ایستادن ۴؛ فااستادن.
ق۵. اندروا بَکردشان به فریَب و سوگند دروَغ. چون بچشیدند از آن دَرخت، واپوشیده گشت ایشان هر دُو را عورتهاشان. اُو فایستادند بر هم مینهادند بریَشان از برگهای بهشت، برگ انجیر (شنقشی، ۱۷۴) ║ طفقا: فایستادند (قرآن ۱۰: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۹۶۵)