وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعتقرین šo(a)jâ’atqarin
(صفت) (درمورد کسی) که همۀ کارهای او همراه با شجاعت باشد. شجاع ؛ ← شجاع یک.، شجاعت.
ق۱۰. پس از فتح این قلعههای متین/ سپاه رسول شجاعتقرین//نمودند قصد حصار قموص/ بسی صعب دیدند کار قموص (خواندمیر۱، ۱/۳۷۷) ║ ق۱۱. جمعی که نه دل شجاعتقرین و نه خِرَد دوربین داشتند، به رفتن قندهار ترغیب میکردند (علّامی، ۱/۴۰۳) ║ از صدمات متعاقبه میمنه و میسره را درهم شکسته درویش پاشا به ضرب نیزۀ یکی از غازیان شجاعتقرین از پشت زین به روی زمین افتاده اما غلامانش هجوم آورده از آن ورطهاش به در بردند (محمود افوشتهای، ۷۹)