فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

طاسی

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
طاسی ‎tâsi‎ [املای دیگر: تاسی]
(اسم) فقدان نسبی یا کامل مو، به‌ویژه در سر، براثر عواملی مانند پیری و وراثت و گاه به‌صورت موضعی در برخی بیماری‌ها.
ق۱۴. یکی از فرانسوی‌ها ... پاپیروسی درزیرِ خاک یافته و آن نسخه‌ای است برای معالجۀ طاسی (تربیت، ۲‏/۱۳۸۳‏) ║ ۱۳۲۱ش. مجید ... انگاری تا این موقع ملتفت طاسی سر شریف نشده بود (هدایت۲، ۹۱) ║ ۱۳۵۲ش. تاسی وسط سرش مانند یک جاده‌ی نرم و درخشان میان دو قسمت موهای بالای گوشش تا عقب سرش می‌رفت (فصیح۲، ۱۴۰) ║ ۱۳۸۲ش. طاسی و سفیدی موی سروش به پدرش رفته بود و پرمویی سیروس به مادرش، یکی بلند بود و خوش‌قواره، دیگری کوتاه و لاغر، قطعاً پدرشان همچین یال‌وکوپالی نداشته است (محمدعلی۲، ۳۷۱)

معنی طاسی | فرهنگ جامع زبان فارسی