فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ربع

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ربع ‎rab’‎ [جمع: ارباع۱]
(اسم) ۱. خانه یا جای اقامت به‌ویژه جایی سرسبز و آباد یا اقامتگاه بهاری.
ق۶. مباش ایمن که این دریای خاموش / نکرده‌ا‌ست آدمی‌خوردن فراموش ـ کدامین ربع را بینی ربیعی / کز آن بقعه برون نآرد بقیعی (نظامی۳، ۳۲۲) ║ ق۷. چارقت ربع کدامین آصف است؟ / پوستین گویی که کُرتهٔ یوسف است (مولوی۲، ۳‏/۲۰۷‏) ║ ق۸. روضۀ عرصۀ کشور چهارم و طیرۀ قمۀ فلک هفتم، نقطۀ دایرۀ ربع مسکون و مرکز محیط چرخ گردون، خط استوا ناودان بامش و شهرستان ازل مکان و مقامش، سبع شداد از آن سُبعی و رَبع شدّاد از وی رُبعی (حسین آوی، ۱۰) ║ ق۹. از آن منزل خوش وزآن ربع دلکش / کز او نیست یک‌دم دل خسته غایب ـ مکن حسبةً للّه ار می‌توانی / از این بیش صرف زمام نجایب (جامی۱، ۱‏/۲۳۷‏) ║ ق۱۰. زیارت قبر مکرم و مرقد معظم حضرت امام ... تریاق اکبر محبان است و ... فی‌الواقع ربع میمونش توان‌ گفت که از اشرف منازل است (خنجی۱، ۳۳۶) ║ ق۱۲. حواشی را رکوع و جزء و رُبع است/ به زیر سایهٔ طوبی ا‌ست ربع است (؟) (یوسف حسین، ۴۹۵) ║ ق۱۳. ایل و الوس ایشان را در دو جا ربع و مقام است: یکی ناحیهٔ مزدقان که نزدیک دارالخلافهٔ طهران است و دیگری در نواحی مراغه که از مُلک آذربایجان است (قائم‌مقام۱، ۳۶۸) ║ ق۱۴. چه شد که ایران آن تختگاه ایرج و سلم / کنون خراب‌تر از ربع سلمی و سلماست؟ (ادیب‌الممالک، ۲‏/۱۲۰‏)
۲. قبیله یا گروهی از مردم.
ق۸. رسول ... ردای مبارک را بسط کرد و رکن را یعنی حجر را بر آن نهاد و گفت: از هر ربعی از ارباع قریش مردی بیاید و گوشهٔ این ردا بردارد (ابرقوهی، ۱‏/۲۰۸‏)
۳. (ادبیات) در عروض، زحافی که در آن سه حرف آخر از فاعلاتن حذف شود، یعنی ایجاد صَلم، تا «فاعل» باقی بماند، سپس هجای بلند از اول فاعل تبدیل به هجای کوتاه شود، یعنی ایجاد خبن، تا «فَعِل» باقی بماند.
ق۷. حاجت ربع آن است کی فاعلاتن را صلم کنند تا فاعل بماند، آنگه مخبون گردانند، فَعِل بماند؛ و فَعِل چون از فاعلاتن خیزد، آن را مربوع خوانند (شمس قیس، ۴۸) ║ ق۹. ربع: آن است که فاعلاتن را صَلم کنند تا فاعل شود به سکون لام؛ پس‌ از آن او را خبن کنند تا فَعِل شود و او را مربوع خوانند (محمود حسینی، ۷۹)
۴. جایی که در آن به‌طور موقت اقامت می‌کنند و بارهای خود را در آنجا می‌گذارند.
ق۷. یکی بُد که شیرین و خوش‌طبع بود / که با ما مسافر در آن ربع بود (سعدی۱، ۸۹) ║ ق۱۲. هند ... کشوری است پُر حاصل و منافع ... لاله‌های عباسی‌اش را سکهٔ شاهی در زیر نگین است ... رَبع رَیع رَبع آن در تمام جنّاتِ اربع بل جنّات ثمان نایافت، و فضای دشتش از ریاحین احمر و اصفر دیبای زیبای زرباف (مهدی استرآبادی، ۴۰۴)

معنی ربع | فرهنگ جامع زبان فارسی