فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

راحة

وضعیت: «در حال تأیید»
راحة۲ ‎râhat‎ [املای دیگرِ راحت۲]
⇐ راحت۲.
ق۹. راح: شراب و کف‌های دست‌ها و به معنی اخیر جمع راحة است (محمد بن عبدالخالق، ۱‏/۶۵۶‏) ║ ق۱۲. کدام جاهلِ نَذیلِ شنیع‌الفعل است که در صباح و رَواح با خاطرِ مِمراح قَواقیزِ راحِ راحت بر راحة نمی‌دارد؟ (مهدی استرآبادی، ۱۰۹)

معنی راحة | فرهنگ جامع زبان فارسی