وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هوبره hubare [گونۀ دیگر: آهوبره۲]
(اسم) (جانورشناسی) پرندهای با پرهای خاکیرنگ و لکههای تیره در پشت، گردن و پاهای بلند، با جثهای اندکی بزرگتر از مرغ خانگی؛ ```چرز؛ حباری.
ق۱۲. حبارا... به فارسی هوبره و به ترکی توغدری و به هندی چرز نامند. ماهیت آن مرغی است برّی و منقار آن بلند و پایهای آن دراز و سه نوع میباشد یکی بزرگ ابلق اندک بزرگتر از خروس خانگی و دیگری خاکستری رنگ منقش به سیاهی... و دیگری بسیار کوچک که به هندی لِک نامند (عقیلی خراسانی، ۳۲۹) ║ ق۱۳. مهدیقلیخان و آقاوجیه از صحرا آمدند. میگفتند طرف چپ، گَززار است. خرگوش، روباه، هوبره، یورقهجه، درنا داشت (ناصرالدین شاه۱، ۴۰) ║ ق۱۴. بلوک اربعه نام چهار ناحیه است... آبش از رودخانۀ فیروزآباد و چشمه، شکارش آهو و بز و پازن و قوچ و میش کوهی و کبک و تیهو و دراج و در زمستان هوبره و چاخرق (حسن فسایی، ۲/۱۲۴۷) ║ ۱۳۵۰ش. آسمان بود با لکههای سفید و هوبرهای بهرنگِ زرد خاکی که بالها را آزاد کردهبود و سینه میکشید بهطرفِ نخلستان (محمود۵، ۱۴۰) ║ ۱۳۶۸ش. نقطهای سپید در دل آسمان درخشید. هوبرۀ دورپروازی بود که سقف فلک را میشکافت و از افقی به افق دیگر میرفت (بهمنبیگی، ۱۴۸)