فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصیان‌کننده

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیان‌کننده ‎osyânkonande,es-‎
(صفت) (کسی) که از فرمان‌های الهی و دینی سرپیچی می‌کند و مرتکب گناه می‌شود؛ گناه‌کار (حذف به علت تک شاهد بودن).
ق۱۳. اینک گناه‌ورزنده منم و عصیان‌کننده منم، امّا این گوسفندان چه کرده‌اند؟ (فاضل همدانی۱، ۶۲۹)

معنی عصیان‌کننده | فرهنگ جامع زبان فارسی