فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زاگاب

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
زاگاب ‎zâgâb‎
← زگالاب.
ق۱۴. سیاه‌آبه، زاگاب و آمه، دوات/ سلام است زَندِش؛ تحیّت، درود (ادیب‌الممالک، ۲‏/۱۰۵۰‏) ║ ۱۳۷۰ش. زاگاب: سیاهی، مرکّب (مایل هروی، ۶۶۸)

معنی زاگاب | فرهنگ جامع زبان فارسی