فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هااستاندن

وضعیت: «در حال ویراستاری»
هااستاندن ‎hâ’estândan‎
← ستاندن‏۱.
ق۵. این است مال‌های ما که ما را از صحبت تو بازداشته است. این را از ما هااستان و به صدقه بده (اسفراینی، ۲‏/۹۰۱‏) ║ منع کرده‌اند از ما کیل طعام، بفرست با ما برادر ما را بنیامین، تا کیل هااستانیم و ما او را نگاه داریم (اسفراینی، ۳‏/۱۰۹۸‏)