فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قرض‌مندی

وضعیت: «در حال ویراستاری»
قرض‌مندی ‎qarzmandi‎
← قرض‌داری.
ق۱۳. ما تشتهی‌ الانفس و تلذّ الاعین حاضر و موجود و به خوشی و خوشوقتی مصروف گردید و با کمال تنگدستی که از خراسان برگشتیم و منتهای امساک که بندۀ درگاه از بیم قرض‌مندی و وامداری کردم دوازده‌هزار تومان نقد و جنس در همان یک روز به مصرف خلعت و انعام رسید (قائم‌مقام۱، ۲۱۹)

معنی قرض‌مندی | فرهنگ جامع زبان فارسی