وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فراایستادن farâ’istâdan
۱. ← ایستادن ۴؛ فرااستادن ۲؛ فراایستیدن.
ق۵. مردی بیاید و چابک فراایستد و آستین برزند و بازوها را برهنه کند ... پس تبری به دوش برنهد و به پیش این درخت آید که بار نیاورد ... همچنان که پنداری که آن درخت را بخواهد زدن و افگندن (ورزنامه، ۸۷) ║ ق۶. «قل ارأیتم» گوی چه بینید «ما انزل اللّه لکم من رزق» آنچه اللّه شما را فرستاد از آسمان از روزی «فجعلتم منه حراماً و حلالا» شما فراایستادید و از آن به خویشتن حرام ساختید (میبدی، ۴/۳۰۳) ║ ق۷. به همه وجوه از پی رضای او فراایستاده (زیدری، ۷۵)
۲. (با حرف اضافۀ بر) ← ایستادن۲۲.
ق۵. از اهل کتاب کسی هست که او را امین کنی بر قنطاری زر، امانت بگزارد به تو و از ایشان کسی است که اگر او را امین کنی بر دیناری، بنگزارد امانت به تو، مگر آن وقت که فراایستی بر وی به تقاضا (اسفراینی، ۱/۳۸۱)
۳. ← ایستادن۲.
ق۵. امیر ... عزمش بر آن قرار گفت که سوی طوس رود تا طغرل ایمنگونه فراایستد و دیرتر از نشابور برود تا وی از راه نوق تاختنی کند سوی استوا و راه فروگیرد (بیهقی۱، ۸۰۳)
۴. ← ایستادن۳۴.
ق۷. دلیل آنکه آوردن گوشت اِکرام است قوله تعالی در قصۀ ابراهیم ـ علیهاللاسلام: فما لَبِثَ اَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنیذٍ. و حَنیذ آن باشد که نیکو پخته بوَد و آن یکی از معنیهای اکرام است یعنی گوشت پیشآوردن و در وصف طیّبات، قوله تعالی: ... ای، بر شما انگبین و گوشت فروفرستادیم. مَنّ انگبین است و سَلوی گوشت، بدانچه چون گوشت آمد از همۀ نانخورشها تسلّی تواند بود و از غیر گوشت فراایستد. و برای این، پیغامبر ... فرمود: ... ای، مهتر نانخورشها گوشت است (مؤیّد خوارزمی، ۲/۳۱)
۵. ← ایستادن۲۴.
ق۷. چون قدری رفته بودیم طعام آوردند و مرا بر آن داشتند که بخورم، پس دست به شراب کشیدند و خواستند که مرا نیز بدهند از آن امتناع کردم که من رنجورم، چون در میانه خوش فراایستادند کنیزک بربط را بر کنار گرفت و میزد و چون بلبل میسرائید (شهاب الاخبار۱، ۲۹۴)