فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

تازه‌استقلال‌یافته

وضعیت: «در دست علوم انسانی»
تازه‌استقلال‌یافته ‎tâze’esteqlâlyâfte‎
(صفت) (علوم سیاسی) کشور یا منطقه‌ای جغرافیایی که به‌تازگی استقلال خود را به دست آورده است ؛ ← استقلال‏۱۱.
۱۳۴۸ش. نگاهی کنید به ممالک تازه‌استقلال‌یافتۀ آسیا و افریقا که متاع روشن‌فکرانش هنوز به بازار نیامده و دُور، دُور نظامیان است (آل‌احمد۵، ۲‏/۲۳‏) ║ ۱۳۶۰ش. رهبران این دولت‌های تازه‌استقلال‌یافته بارها و در بسیاری از موارد آشکارا اذعان نموده‌اند که اگر نظام سوسیالیستی جهانی وجود نمی‌داشت، امپریالیزم، انقلاب‌های رهائی‌بخش ملّی را سبعانه و بی‌رحمانه درهم می‌شکست (پرویز علوی، ۲)

معنی تازه‌استقلال‌یافته | فرهنگ جامع زبان فارسی