وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالاضلاع kasirol’azlâ’
یک. (صفت) ۱. (ریاضیات) (درمورد شکل هندسی مسدود) که بیش از چهار ضلع داشتهباشد.
ق۵. شکلهای کثیرالاضلاع آن بوَد که او را مربع و مثلث و مدور و مطبّل و مقوّس گذاشتهباشند، و آن شکلها مخمس و مسدس و مسبع و مثمن و معشر باشد (طبری۳، ۱۷۶) ║ ق۶. امّا مربّع... اگر کثیرالاضلاع باشد چون مخمّس و مسدّس فصاعداً مساحت ایشان چنان است که جمله را به مثلثات بیرون آری و بر طریق مثلث مساحت کنی (ظهیری۱، ۱۵۷) ║ ق۱۲. کاسۀ سر، مرکّب است از هفت استخوان... یک استخوان از آن عظام سبعه مانند قاعده -یعنی سطح سفلی- است مر سایر عظام را... و عظم مذکور کثیرالاضلاع، استوانیالشکل و کثیرالصلابة واقع شده (ارزانی، ۱/۱۴۸) ║ ۱۳۵۳ش. در سقف مدور این رواق... نقشی کثیرالاضلاع دیدهمیشود. (محمدجواد مشکور:هنر ومردم، ش۱۴۵/۲۲) ║ ۱۳۸۲ش. دو باغچۀ مستطیلی بود که در دو سویِ یک حوض کثیرالاضلاع نامنظم قرار داشت (پارسیپور۳، ۶۸)
۲. (درمورد امور اعتقادی) دارای معانی یا مفاهیم بسیار و متفاوت که هرکس آن را به گونهای درک میکند.
۱۳۷۶ش. این تبیین همان است که سر از اسمای کثیرۀ خداوند، کثیرالاضلاع بودن واقعیت، هدایت عام باری، تراکم حقایق، معنای فراخ هدایت و سعادت، مفهوم فراخ کفر و ایمان... درمیآورد (عبدالکریم سروش: کیان، ش۳۷/۶۰) ║ چون متون و تجاربِ دینی بالطبع تفسیرهایِ عدیده برمیدارند و چون واقعیت توبرتو و پرراز و کثیرالاضلاع است و چون غیرت و قضایِ الهی تعدد و تخاصم را ایجاب میکنند، به کثرت رضایت دادهایم و آن را پذیرفتهایم (عبدالکریم سروش:کیان، ش۳۶/۱۰)
دو. (اسم) (ریاضیات) شکل هندسی مسدودی که بیش از چهار ضلع داشتهباشد.
ق۵. نهاد شکل بر شش گونه است: مربع است، و مثلث است، و مدور است، و مقوّس و مطبّل، و کثیرالاضلاع. اما آنکه مربع باشد آن بوَد که پهلوهاش چهار بوَد... و آنکه کثیرالاضلاع است آن بوَد که مخمّس اَو مسدّس اَو مسبّع اَو مثمّن اَو معشّر باشد (طبری۳، ۱۶۷) ║ ق۸. اَشکالی را که خطوط از چهار متجاوز بوَد کثیرالاضلاع گویند همچو مخمّس و مسدّس و مسبّع و غیر آن، چندانکه اعتبار ممکن باشد (شمسالدین آملی، ۳/۴۳۹) ║ ق۱۰. آنچه کثیرالاضلاع باشد مثل مخمّس و مسدِّس و غیرذلک در جمیع ایشان آن است که آن را به مثلثات قسمت کنند و هریک از آن مثلثات مساحت معلوم کنند، مجموع آن مساحات مثلثات مساحت ایشان باشد (قاسم هروی۳، ۲۰) ║ ق۱۳. اگر سطح را زیاده از چهار خط محیط باشد آن را کثیرالاضلاع گویند پس اگر آن اضلاع متساوی هم باشد مخمّس و مسدّس خوانند و هکذا والّا ذوخمسةاضلاع و ذوستةاضلاع همچنین تا عشره در هر دو قسم (فروغ اصفهانی، ۲۳۳) ║ ق۱۴. شوخ گفت: حالا که اصرار دارید، یکی علم جمع است... دیگر علم مساحت مثلث، دیگر علم مساحت مربع، دیگر علم مساحت مخمس، دیگر علم مساحت کثیرالاضلاع (شیخ و شوخ، ۴۵) ║ ۱۳۸۰ش. در قدیم، سپرها را بزرگ و بهشکلِ مستطیل یا دایره و کثیرالاضلاع و به اندازههای مختلف میساختند. سپرها چنان بودند که سپردار بتواند درپناهِ آن از ضربات و طعن شمشیر و نیزۀ دشمن درامان باشد (شهیدی، ۴۲۶)