فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هارمنیک

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هارمنیک ‎hârmonik‎ [گونۀ دیگرِ هارمونیک]
‌یک‌. (اسم) ⇐ هارمونیک‏‌یک‌..
۱۳۵۴ش. در فاصلۀ پنجم درست، هارمنیک سوم صدای پایۀ فاصله با آرمونیک دوم صدای دوم آن مشترک شده‌است، پس ملایمت پنجم از ملایمت دوازدهم کمتر است (مهدی برکشلی: خرد و کوشش، ش۱۶‏/۱۲۵‏) ║ ۱۳۷۱ش. هر رده از حفره‌های گچ‌بری‌شده برحسب حجم صوتی خود برای تشدید رده‌ای از فرکانس‌های صوتی (صوت اصلی و هارمنیک‌های آن) متناسب است و به‌این‌ترتیب، رده‌های فرکانس‌های مشخص صوتی به‌واقع برحسب قوانین حفره‌های صوتی ... تقویت شده و نغمات هر ساز به‌وضوح به گوش شنوندگان می‌رسیده‌است (ساسان سپنتا: ادبستان فرهنگ و هنر، ش۳۴‏/۱۵‏) ║ ۱۳۸۷ش. هارمنیک‌های نزدیک به پایه (Base) یعنی هارمنیک اول خوش‌صداتر از آن‌هایی هستند که به‌ترتیب از آن دور می‌شوند (مصطفی‌کمال پورتراب: هنر، ش۷۸‏/۲۱۳‏)
‌دو‌. (صفت) ← هارمونیک‏‌دو‌. ۱.
۱۳۵۴ش. گام هارمنیک را به نام زارلن نام‌گذاری کرده‌اند (مهدی برکشلی: خرد و کوشش، ش۱۶‏/۱۲۰‏)