فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

حوری‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
حوری‌سرشت ‎huriserešt‎
(صفت) ← حورسرشت.
ق۸. الهی تو بگشا دری از بهشت/ به روی دل‌آرای حوری‌سرشت (جهان‌ملک، ۵۱۲) ║ ق۱۰. رنگت چو بوی دلکش و بویت چو روی خوش/ حوری‌سرشت من گل رعنای کیستی؟ (بابا فغانی، ۴۰۸) ║ ق۱۱. چون زلیخا کز پیِ یوسف زخود بیرون دوید/ جنّت از دنبالِ آن حوری‌سرشت آمد برون (صائب، ۶‏/۲۹۷۷‏) ║ ق۱۳. روزی آن لیلی‌وش حوری‌سرشت/ بود فصل نیکوی اردیبهشت (مستوره، ۱۳۲)

معنی حوری‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی