فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قلمزنی

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
قلمزنی ‎qalamzani‎
(اسم) کندن و تزیین نقش‌های گوناگون بر روی اشیاء فلزی از جنس طلا، نقره، برنج، مس و سنگ با قلم و ضربه چکش ؛ قلمکاری‏‌دو‌..
۱۳۱۱ش. اصفهان... ازحیثِ معماری قدیم... قلم‌زنی، چشمه‌دوزی، نقّاشی و طلاکاری درجة اوّل را داراست (هدایت۷، ۳۲) ║ ۱۳۲۳ش. یکی از نفایس مدرسه در آن است که تماماً از نقرة خالص مذهّب است و استاد عبدالطیف تبریزی معروف آن را قلم‌زنی کرده‌است (جمالزاده۳، ۱۴۲) ║ ۱۳۳۷ش. پهلوان تقی کنده‌کار از اهالی کاشان بود و شغل قلم‌زنی داشت که کاشانیان این حرفه را کنده‌کاری می‌گویند (پرتو بیضائی، ۱۶۹) ║ ۱۳۶۲ش. قاب‌آینه برنج بود، سیاه‌شده و با گل و برگ و بته‌جقه‌های قلم‌زنی‌شده (گلشیری۲، ۵۴) ║ ۱۳۶۳ش. من... از دل‌شوره و خوش‌حالی خواب به‌چشمم نیامد... آن‌جایی را که... صنایعِ‌دستی، مرداب‌گاوخونی و قالی‌بافی و قلم‌زنی رویِ نقره، نوشته‌ شده‌بود. قشنگ می‌خواندم و ازبر می‌کردم (مرادی کرمانی، ۱۷۷) ║ ۱۳۸۵ش. میرزا رفیع خلف میرزا عباس تبریزی‌اصل که در امور قلم‌زنی سنگ چاپ‌خانه تخصص داشته خود را اجیر عام شخصی به‌نامِ میرزا محمدعلی خلف میرزا عباس طهرانی قرار داده‌است. بدین‌معنی که تعهد کرده شش عدد سنگ ورقی‌کاری موردِپسند اهالی چاپ‌خانه را با دو عدد سنگ مرکب‌سابی و سیاه‌کنی‌کاری و یک دست چرخ چاپ‌خانه را با جمیع اسباب و لوازم در دو ماه و درقبالِ مبلغ هجده تومان وجه ۲۴ نخود وزن ناصرالدین‌شاهی در محل تحویل دهد (امید رضایی: نامۀ بهارستان، ش۱۱-۱۲‏/۲۹۸‏) ║ ۱۴۰۱ش. در سبک تبریز برای حرکت قلم و انجام قلم‌زنی از حرکت و فشار مچ دست استفاده می‌شود و در سبک اصفهان از ضربات چکش. به همین سبب قلم تبریز صاف و کم‌عمق است ولی قلم اصفهان عمیق‌تر است. (ایمنا: اینترنت)

معنی قلمزنی | فرهنگ جامع زبان فارسی