فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

پرماهه

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
پرماهه ‎parmâha(e)‎
← مته‏۱.
ق۹. از جانب چپ او برآید آلات درودگران چون اسکنه و پرماهه و اره و رنده و مانندِ آن (تنکلوشا، ۴۵) ║ برآید در این درجه سقّایی، خیک آب بر پشت و رسن باریکی از ساق او آویخته، می‌رود و رسن ازپسِ خود می‌کِشد و از جانب راست او درهای ساج بر دیوار نهاده و پاشنه در او درآورده و تبر و ارّه و پرماهه و کمان‌پرماهه(؟) و رنده (تنکلوشا، ۷۶)

معنی پرماهه | فرهنگ جامع زبان فارسی