فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خوش‌رفاقت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
خوش‌رفاقت ‎xošrefâqat‎
(صفت) پیشنهاد حذف: تک‌شاهد.
ق۱۴. سید محمدعلی ناظر خرج بود و نوکر آقا رسیدگی به مرکوب‌ها می‌کرد. ما موافقانه سیاحت‌کنان می‌رفتیم، آقا بسیار خوش‌صحبت و خوش‌رفاقت بود (سیّاح۱، ۱۱۴)

معنی خوش‌رفاقت | فرهنگ جامع زبان فارسی