فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قالبک‌زده

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
قالبک‌زده ‎qâlebakzade‎
(صفت) (در مورد پارچه و لباس) که روی آن قلمکاری شده است.
ق۹. به‌غیر جامۀ والای قالبک‌زده نیست/ نگار لاله‌رخ مشک‌خال سیم‌عذار (نظام قاری۱، ۱۲۲) ║ در هر ایامی رختی چند مخصوص در میان است... بعضی منسوخ به مقتضای وقت و روز مانند علم جامه و هزار بخیه و مدفون و شب‌اندرروز و چندی در این روزگار مجدداً متداول شده مثل جندۀ مولهانه قاسم که سرپابرهنگان عشق بدان آن آویزند و «خارای ناصری» و «پردۀ عصمت» و «والای شاهی» و «فراش بساطی» و «مخیّل خیالی» و «حبر کاتبی» و چرم گلگون آذری و شعری چند قالبی چون رخت قالبک‌زده (نظام قاری۱، ۲۳۸) ║ شعر قالبی: رخت قالبک‌زده (نظام قاری۱، ۲۶۸)

معنی قالبک‌زده | فرهنگ جامع زبان فارسی