فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

وحشت‌آثار

وضعیت: «در حال ویراستاری»
وحشت‌آثار ‎vahšatâsâr‎
(صفت) ← وحشتناک‏‌یک‌. ۲.
ق۱۰. چون این اخبار وحشت‌آثار بدو رسید، از کمال عجز و انکسار توسل به کارکیا جُسته (قاضی میر احمد۱، ۱‏/۱۴۱‏) ║ ق۱۱. داراشکوه از استماع این اخبار وحشت‌آثار، بی‌آرام‌ و قرار گشته (وحید قزوینی، ۵۴۲) ║ ق۱۲. سواد هندوستان که دیار وحشت‌آثارش از هوای شعله‌بار، نه عالی‌طبعانِ لطیف‌مزاج را جای خوش نشستن و زمین شوره‌زارش از فرط خس و خار، نه بلندفطرتان نازک‌دماغ را مقام دل شگفتن است (حسینی منشی، ۹۶) ║ خبر ارتحال شاهنشاه مغفور را در میان خاص و عام مشهور کرده، صیت آن قضیۀ وحشت‌آثار و آوازۀ ماتم شهریار، به شش‌ جهتِ روزگار رسانید (حسینی منشی، ۵۹۵) ║ ق۱۳. تشنگی و گرسنگی بی‌حد و پایان و رفتار وحشت‌آثارِ دهشت‌دثار ترکمانان بدین بندۀ خانه‌زاده نابود و ناچیز و ناتوان نه چندان صعب‌التّحمّل و دشوار بود (میرزا حبیب۱، ۱۶۰) ║ ق۱۴. چون اخبار وحشت‌آثار به اصفهان به دربار پادشاهی برسید، همه پریشان‌خاطر گشته و افسوس زیاد خوردند (محمدمهدی اصفهانی، ۱۸۷)

معنی وحشت‌آثار | فرهنگ جامع زبان فارسی