فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

متکثرالافراد

وضعیت: «در حال ویراستاری»
متکثرالافراد ‎motakassarol’afrâd‎
(صفت) (کلام) دارای نمونه‌های یکسان یا گوناگون. بیش از یکی از نوع خود. دارای افراد زیاد.
ق۱۱. چون نوع متکثرالافراد بی حامل امکانات استعدادیه - که هیولای عالم عنصری است - صورت‌پذیر نیست، در عوالم سماویات، دو شخص از یک نوع در اقلیم حصول و دایرۀ تحقق نمی‌تواند بود، بلکه عقول و نفوس مجرده و نفوس منطبعه و صور نوعیه و هیولیات کواکب و افلاک، همه انواع منحصر در شخص‌اند که هریک در وجود حد و رسم خود را به غیر از یک هویت شخصی نمی‌بخشند (میر داماد۱، ۳۰) ║ ۱۳۳۵ش. اما ترکیب از حقیقة نوعیه و مشخصات نیز در وی روا نباشد چه آنکه این ترکیب لازمۀ حقیقتی است که متکثرالافراد است (الهی قمشه‌ای، ۱‏/۲۳۶‏) ║ ۱۳۷۶ش. هر نوع از موجودات طبییعی در این عالم، خواه متکثرالافراد غیرمتناهی باشند و خواه منحصر در یک فرد، دارای یک صورت عقلی قائم بالذات در عالم عقلی ربانی است (مقصود محمدی، / خردنامۀ صدرا، ش۷‏/۵۷‏)

معنی متکثرالافراد | فرهنگ جامع زبان فارسی