فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

رحم‌پیوند

وضعیت: «تأییدشده»
رحم‌پیوند ‎rahempeyvand‎ [<← رحم + پیوند>]
(صفت) (کسی) که ارتباط نیکو و دوستانه با کسانی که با وی نسبت خانوادگی دارند برقرار می‌کند و به آن‌ها نیکی می‌کند ؛ رحم‌پیونده‏‌یک‌..
ق۵. خدیجه او را گفت که دل به‌ شادی دار که خدای تو به‌جای تو جز نیکویی نکند، زیراکه تو راست‌گویی و رحم‌پیوندی و مهمان‌دوستی (قرآن کمبریج، ۲‏/۵۰۱‏) ║ ق۶. خدای بر حمزه رحمت کناد که ... فعّالِ خیر بود و رحم‌پیوند بود (ابوالفتوح، ۱۲‏/۱۲۰‏) ║ ق۹. گفت: ویحک یا اباسفیان وقت نیامد که بگوئی: «لا إله‌ الّا‌ الله؟!» ابوسفیان گفت:‌ پدر و مادر و تن و جانم فدای تو باد بس کریم و رحیم و رحم‌پیوندی تو (ابوالمحاسن جرجانی، ۱۰‏/۴۷۳‏)

معنی رحم‌پیوند | فرهنگ جامع زبان فارسی