وضعیت: «در حال ویراستاری»
حوراسرشت hurâserešt
(صفت) ← حورسرشت.
ق۶. نیکو بنَشناسم ز زشت در عشقت ای حوراسرشت/ ار بی تو باشم در بهشت آید به چشمم چون قفس (سنایی۱، ۹۰۳) ║ نیکو بنشناسم ز زشت در عشقت ای حوراسرشت/ گر بی تو مانم در بهشت آید بهشتم چون حرس (سنایی۶، ۲۱۳) ║ ق۸. بهشتیپیکری حوراسرشت است/ و یا سروی ز بستان بهشت است (خواجو۲، ۱۹۶) ║ ق۹. بلی هرجا رسد حوراسرشتی/ اگر دوزخ بوَد، گردد بهشتی (جامی۳، ۲/۱۵۳) ║ ق۱۳. نغمههای آوخ آوخ خاست زآن حوراسرشت/ کآنچنان دلکشنوایی زخمهٔ مزمار داشت (قاآنی، ۸۹۷)